سر و شانه الگویی بازگشتی است که در انتهای یک روند صعودی شکل میگیرد و از سه قله ساخته میشود: شانهی چپ، سر (بلندترین قله) و شانهی راست. خط گردن، خطی است که کفهای میان این قلهها را به هم وصل میکند.
شرط اول: باید روندی وجود داشته باشد
الگوی بازگشتی بدون روند قبلی بیمعناست. اگر بازار ماههاست در محدودهی رنج نوسان میکند، آن سه قله فقط نویز است، نه سر و شانه. اولین فیلتر شما همیشه باید وجود یک روند صعودی روشن پیش از الگو باشد.
شرط دوم: تأیید با شکست خط گردن
تا وقتی خط گردن با کندل معتبر شکسته نشده، الگو تکمیل نشده است. بسیاری از معاملهگران روی شانهی راست وارد فروش میشوند و بعد میبینند قیمت سقف جدید میسازد. صبر کردن برای شکست، هزینهی ورود دیرتر را جبران میکند.
نقش حجم
در الگوی سالم، حجم روی سر معمولاً کمتر از شانهی چپ است و در لحظهی شکست خط گردن افزایش مییابد. شکست کمحجم، احتمال شکست کاذب را بالا میبرد.
اندازهگیری هدف قیمتی
فاصلهی عمودی سر تا خط گردن را اندازه بگیرید و همان اندازه را از نقطهی شکست به سمت پایین پروجکت کنید. این هدف، یک برآورد آماری است نه یک وعده؛ بخشی از سود را در میانهی مسیر شناسایی کنید.
پولبک به خط گردن
در بسیاری از موارد، قیمت پس از شکست به خط گردن پولبک میزند. این پولبک، هم فرصت ورود کمریسکتر است و هم آزمون نهایی اعتبار الگو: اگر قیمت دوباره بالای خط گردن تثبیت شود، الگو باطل است.
تمرین پیشنهادی: در ParsChart ابزار خط روند را باز کنید، روی ۲۰ نمودار تاریخی الگو را علامت بزنید و نتیجهی هرکدام را ثبت کنید. آمار شخصی شما، ارزشمندتر از هر آماری است که در مقالات میخوانید.
اگر «آموزش الگوی سر و شانه؛ از تشخیص تا اندازهگیری هدف» برایتان مفید بود، آن را با همتیمیهای خود به اشتراک بگذارید.